تبليغاتX
؟

؟

 

 

 

سنگ فرش خیابان از بالای این ساختمان ده طبقه صدایم می زند

    

  خواهش تن

              موج نبض

                     داغی آه

 

پاسی ست که مرده ام

  دوباره مردنم دیگر زیادی ست

 

 

 

 

 

+نوشته شده در سه شنبه سی ام مهر 1387ساعت20:58توسط شیما | |

 

خرم آن روز کز این منزل ویران بروم

 

 

 

 

خرم آن روز کز این منزل ویران بروم

راحت جان  طلبم  و ز پی  جانان بروم

 

 

 

 

 

 

+نوشته شده در یکشنبه بیست و هشتم مهر 1387ساعت20:44توسط شیما | |

دنیای زرنگارم ترک خورده

حسم کدر

نگاهم زرد

فیلم "آواز گنجشکها" را دیده اید ؟

فکر می کردم کیسه همه گوجه سبزهایی که با پول حرام خریده شوند پاره می شود ...

ولی بعضی کیسه ها چند لایه اند ، محکمند ، پاره نمی شن

و تو حرام می خوری

کاخهای زیر پایت خراب نمی شوند

و تو در آنها می آسایی

به چه کسی باید گفت ؟

دیدم که رشوه  گرفتی

به چه کسی باید گفت ؟

قلبم را هزار تکه کرد

آن تابلو فرشی که گرفتی

وقتی گرفتیش

                  نفهمیدم

امروز که هواداری می کنی

                          می فهمم

وبلاگ بی آزار ما را فیلتر می کنند

چه کسی تو را فیلتر می کند ؟

***ستاره*** 

"پیروز" فیلتر شده ؟

ما یک مشت بچه ایم

که سر سفره ، غذا نمی خوریم

***ستاره***  ببین !!!

همه دارند می خورند

 

+نوشته شده در پنجشنبه بیست و پنجم مهر 1387ساعت23:51توسط شیما | |

 

دلم تنگه

 

 

میتونم ساعتها یه گوشه ء این حیاط بشینم تا تمام وجودم بوی کاه گل و بوی این مرغ و اردکها رو بگیره ..... وای که اینجا میشه یادت بره که چقدر کار داری ....

--------  آرامشی که در دستهای خالی هست در جلال و شکوه برجها و قصرها نیست ..سکوت

             ویرانه ها زیباست  . . ..

 

+نوشته شده در یکشنبه چهاردهم مهر 1387ساعت10:44توسط شیما | |

 

سبز باشید و سربلند  

 

 

دوستای مهربونم عیدتون مبارک

+نوشته شده در چهارشنبه دهم مهر 1387ساعت0:51توسط شیما | |

رهایم کن

جسم  بی تاب لجوج

رهایم کن

دل من کام سفر می جوید

سفر سبز به آن دشت عظیم

کوه بلند ، زیر گلبرگ و نسیم

نه غروری

نه تعصب

و نه حتی ذره ای رنجش آبی

دل من تنگ رها کردن توست

جسم بی تاب لجوج

------------------------

------------------------

+نوشته شده در پنجشنبه چهارم مهر 1387ساعت15:56توسط شیما | |